شمس سراج عفيف

470

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

ازين دنيا بسوي عقبى خراميد - آري عجب كاري و بو العجب اسراري كه هريك بنده را در درگاه حضرت بىنياز الوهيت صمديت جلت قدرته و علت كلمته عجزي و رازي و نيازي ديگرست و كارى و بارى و سازى بيشترست * * بيت * * مراد اهل طريقت لباس ظاهر نيست * * * كمر به خدمت سلطان به‌بند صوفي باش * زهى بزرگيء خواجه جنيدي - خواجهء مذكور مردي صالح و متقي و متدين و امين و راستكار و خوش‌گفتار و نيك‌رفتار و احسن كردار و تمام وقار بود - و مريد خدمت شيخ المشائخ شيخ ركن الحق و الشرع و الدين ابو الفتح قدس الله سره العزيز بود - يك كرامت همين بود كه مجرد مناجات حاجات به حضرت قاضى الحاجات إله بىجهات اجابت افتاد - و به حضرت الوهيت مجيب الدعوات جل جلاله و عم نواله قرب يافت - و سر بر آستانهء دار البقا نهاد - تا معلوم جهان و جهانيان و عالم و عالميان گردد كه در عهد دولت فيروز شاه بعنايت حضرت إله اين چنين اهل قلم مجيب الدعوات بودند - و كارهاى حاجتمندان و كردارهاي مستمندان باتمام ميرسانيدند اكنون بعنايت بيچون و حمايت بيچگونه جل جلاله و عم نواله باز آمده شود بر سر سخن - يعني ملك مذكور از آثار غرور و اسرار فجور بر خواجه جنيد مشهور مواخذه كرد - و بر آئينه جمال پاك او كلف عيب پديد آورد - و بىباكوار كلام از زبان برآورد - و در